تبليغاتX
:: تا آخر هستیم ::

       

درباره وبلاگ

از حسن انتخاب شما ممنونیم
در این وبلاگ سعی کردیم به تمامی تهمت هایی که به پر کار ترین مردمی ترین خادم ترین رئیس جمهور دنیا زده میشود پاسخ بدهیم
پيشخوان
پيوند هاي روزانه
پيوند هاي وبلاگ
امکانات

بسم الله الرحمن الرحيم

اَللهُم عَجِل لِوَليکَ الفَرجَ والعافيه وَالنَصر وَ اجعَلنا مِن خير اَنصاره ِو اَعوانه وَالمُستَشهَدينَ بَينَ يَدَيه

چند كلمه هم از همكار جرج سوروس

محمد خاتمي بي آنكه از همدستي و آمريت خود در فتنه 88 ابراز پشيماني كند، از نظام خواست به اغتشاشگران و آشوب طلبان آزادي عمل بيشتري بدهد!
خاتمي در ديدار با جمعي از دانشجويان دانشگاههاي تهران در حالي كه اصرار داشت، نام اغتشاش و برهم زدن امنيت ملي را «انتقاد» بگذارد، خطاب به دانشجويان گفت: «وظيفه شماست كه نقد كنيد، نقد قدرت كردن مهم است و نبايد نقد حكومت هزينه داشته باشد. اگر انتقادتان هزينه داشت و موجب فشار و سختي براي شما شد نشانه آن است كه كساني در نظام انحراف ايجاد كرده اند». خاتمي در اين باره چيزي نگفت كه آيا همدستي با دشمن، خسارت زدن به جان و مال مردم بيگناه، دروغ بستن به نظام و متهم كردن آن به انواع تهمت هايي كه به زودي معلوم شد هيچ كدام پايه و اساس نداشته هم از ديد او انتقاد محسوب مي شد يا بايد نام آنها را چيز ديگري گذاشت.
خاتمي توضيح نداد كه در ملاقات هاي متعدد با جرج سوروس، صهيونيست نشاندار و حامي جريانات برانداز در كشورهاي مخالف آمريكا چه گذشته است؟و چرا در جريان فتنه دقيقاً از فرمول ديكته شده سوروس و مايكل لدين پيروي كرده است؟!

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 17:19  توسط مهرزاد  | 

سرنوشت موسوي و كروبي كشك است!

ادعاي محدوديت هاي امنيتي ايجاد شده براي موسوي و كروبي باعث شده برخي محافل ضدانقلاب به شدت از آينده اين دو مهره سوخته سياسي ابراز نگراني كنند.
پايگاه اينترنتي كلمه كه اين روزها به شدت با بحران مخاطب روبروست و به همين دليل تلاش مي كند با انتشار گزارش هاي عجيب و غريب معدود بينندگان فعلي خود را حفظ كند، ديروز گزارش داد كه مهدي كروبي و ميرحسين موسوي ديگر نمي توانند به راحتي گذشته با كساني كه قصد ملاقات با آنها را دارند ديدار كنند. كلمه به اين موضوع كه موسوي و كروبي اخيرا با بحران جدي مخاطب در فضاي مجازي و واقعي روبرو هستند اشاره اي نكرده اما اخبار متعدد موجود نشان مي دهد كه سايت هاي اين جريان با كاهش شديد بازديدكننده روبرو بوده اند به طوري كه يكي از نزديكان موسوي اخيرا تاكيد كرده فتنه گران نه با بحران مخازن و سرمايه اجتماعي بلكه با بحران «كامنت گذاران» روبروست!
در عين حال محافل ضدانقلاب كه به برخورد با موسوي و كروبي به عنوان دستمال يك بار مصرف عادت دارند، ديروز تاكيد كردند برايشان اهميت چنداني ندارد كه بر سر اين دو نفر چه بلايي مي آيد چرا كه «آنها نمادهاي جنبش هستند نه رهبران آن و جنبش بدون آنها هم به حركت خود ادامه خواهد داد.»
بابك داد بولتن نويس محمد خاتمي ديروز در مطلبي روي سايت گويانيوز نوشت: «اين جنبش اگرچه از آقايان موسوي و كروبي روحيه مي گيرد، ولي انرژي اصلي خود را از خود جامعه مي گيرد و تاكيد كرد موسوي و كروبي را «نمادهاي» حركت خود مي دانند و نه «رهبران» آن.
گفتني است كه توقع فزاينده مردمي از دستگاه قضايي برخورد قاطع، محاكمه و مجازات سران فتنه است.

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 15:47  توسط مهرزاد  | 

مصیبت آمریکایی

آخرین مرحله سناریویی که آمریکایی‌ها، چند روز پیش از سالگرد واقعه سوال‌برانگیز 11 سپتامبر کلید زده بودند، با به آتش کشیده شدن قرآن در مناطق مختلف ایالات متحده اجرایی شد. اندکی مانده به سالگرد حادثه بحث برانگیز 11 سپتامبر کشیشی گمنام به نام‌ تری جونز در یک کلیسای کوچک مدعی شد که همزمان با روز 11 سپتامبر بنا دارد در کلیسای خود مراسم قرآن‌سوزی به راه اندازد. این تصمیم با خشم شدید مسلمانان جهان مواجه شد و همه مسلمانان از ایران گرفته تا پاکستان و افغانستان و اندونزی در اعتراض به این تصمیم هتاکانه واکنشی جدی نشان دادند. شعارهای مسلمانان خشمگین که پرچم‌های آمریکا و عروسک‌های اوباما را به آتش می‌کشیدند، سران کاخ سفید و پنتاگون را به تکاپویی هرچند ظاهری واداشت. فشار مسلمانان سبب شد این کشیش از موضع خود عقب‌نشینی کند و از تصمیم هتاکانه خود مبنی بر سوزاندن 200 نسخه از قرآن کریم، منصرف شود. هرچند در ظاهر سران آمریکا هم ژستی مدنی گرفته و از آزادی‌های ادیان و پذیرش این اصل در جامعه آمریکایی دم می‌زدند اما در اصل دغدغه آنها چیز دیگری بود. در همان مقطع اوباما و پترائوس تأکید کردند در صورت وقوع این رخداد نظامیان و حتی شهروندان آمریکایی در افغانستان و دیگر نقاط جهان تبدیل به اهدافی متحرک برای مسلمانان خواهند شد و با این تعبیرها، در واقع هیزم به آتش می‌ریختند و تصویری بسیار خشن از اسلام و مسلمانان ارائه می‌دادند. جونز هم که به گفته بسیاری با هماهنگی سران آمریکا این ایده را طرح کرده بود، هرچند عقب نشست اما سوژه‌ جنجالی در اختیار ديگران قرار داده شد. از این رو بود که روز 11 سپتامبر و در شرایطی که سران آمریکا اعلام کرده بودند موضوع قرآن‌سوزی منتفی شده و به تبع آن افکار عمومی جهان اسلام هم تا حدی آرام شده بود، در چندین ایالات این کشور به اصطلاح حامی آزادی ادیان، مراسم قرآن‌سوزی به پا شد و چندین نسخه از قرآن کریم به آتش کشیده شد. به واقع آتشی که آمریکایی‌ها در 11 سپتامبر 2001 برانگیخته بودند، 9 سال بعد و در 11 سپتامبر 2010 دامن قرآن کریم را گرفت و لبخند رضایت را بر لبان سران ایالات متحده نشاند. 9 سال برنامه‌ریزی مدون کاخ سفید اين هدف را دنبال مي‌كردکه اسلام‌ستیزی و برخورد با تمام مظاهر اسلام در بطن این جامعه متظاهر به آزادی ادیان رسوخ کند و اوج اسلام‌ستیزی را در غرب به نمایش گذارد؛ اما واقعه روز گذشته نشان داد كه سردمداران صهيونيسم جهاني آنچنان درمانده شده‌اند كه به قرآن‌سوزي رسيده‌اند. لذا در این کشور روز جمعه و همزمان با 11 سپتامبر، بدون هر گونه برخورد پلیس آمریکا و در کمال آرامش چندین نسخه قرآن کریم را به آتش کشیدند و هتک حرمت کتاب مقدس مسلمانان، حداقل در 3مکان مختلف رخ داد. در منهتن دست‌کم به 2 قرآن اهانت شد. در شهر «تنسی» هم 2 کشیش پروتستان 2نسخه از قرآن را به آتش کشیدند. علاوه براین، یک نفر نیز که در محل ساخت مرکز اسلامی در میان تجمع‌کنندگان بود، صفحات یک نسخه از قرآن را پاره کرد و برگ‌های آن را به آتش کشید. اما بی‌شک هتاکانه‌ترین اقدام، به آتش کشیده شدن قرآن در تنسی توسط 2کشیش بود. این 2 کشیش که باب اولد و دنی آلن نام دارند، در اظهاراتی مضحک و هتاکانه قرآن را کتاب نفرت خواندند. در حال حاضر بسیاری از تحلیلگران مسائل سیاسی در جهان بر این باورند که مطرح شدن موضوع برگزاری مراسم «قرآن‌سوزی» در یک کلیسای کوچک مسیحی در ایالت فلوریدا طرحی بوده که دولت آمریکا پشت آن قرار داشت؛ طرحی که واشنگتن برای پیشبرد پروژه اسلام‌ستیزی، چندی پیش نیز با عنوان کردن موضوع ساخت مرکز اسلامی در نیویورک، به راه انداخته بود تا احساسات متضاد مردم آمریکا را که توسط رسانه‌های آمریکایی براحتی تهییج و تحریک می‌شوند، بیش از پیش برانگیزد. مقامات آمریکا و غرب همواره تلاش کرده‌اند برای رسیدن به مقاصد خود در گوشه‌ای از دنیا مساله‌ای را مطرح کنند و با استفاده از رسانه‌های جمعی آن را بزرگ جلوه دهند تا افکار عمومی را با خود همراه کنند و به دنبال آن قوانینی را تصویب کنند و به گوشه و کنار دنیا لشکرکشی کنند یا با حمایت از گروه‌های مختلف موجبات دستیابی به خواسته‌های خود را فراهم کنند. جالب آنکه به رغم اهمیت این خبر، رویداد مذکور به طور گسترده‌ای در خبرگزاری‌های خارجی بایکوت شده است. خبرگزاری‌های دولتی غربی از جمله خبرگزاری فرانسه، رویترز، بی‌بی‌سی و آسوشیتدپرس تا لحظه تنظیم این گزارش، کوچک‌ترین اشاره‌ای به قرآن‌سوزی در ایالات متحده نکردند. هرچند برخی شبکه‌های تلویزیونی غیرغربی به شکل جسته و گریخته‌ای این اقدام هتاکانه را پوشش دادند. شبکه تلویزیونی روسیا الیوم با پخش گزارش در این باره اعلام کرد که حدود 6 نفر از افراد تندرو، در ساعات پایاني روز 11 سپتامبر مقابل کاخ سفید تجمع کرده بودند و رئیس این گروه یک نسخه از قرآن کریم را به آتش کشید. خبرنگار روسیا الیوم با بیان اینکه پلیس آمریکا نیز فقط نظاره‌گر این حادثه بود و هیچ کاری انجام نداد، بیان داشت: بسیاری از رسانه‌های آمریکایی به این حادثه نپرداختند زیرا فقط 20 خبرنگار در مکان این 2 حادثه حضور داشتند و تنها شماری از گردشگران نظاره‌گر این صحنه‌ها بودند. ابوحمدیه خبرنگار روسیا الیوم که از این اقدام هتاکانه گزارش می‌داد، تصریح کرد: در ایالت کانزاس نیز یک کلیسا اعلام کرده که روز جدیدی را برای به آتش کشیدن قرآن کریم مشخص خواهد کرد. جالب آنکه قرآن‌سوزی در ایالات متحده در شرایطی رخ می‌دهد و دولت صهيونيست آمریکا در وضعیتی به جنگ تمام عیار از نوع صلیبی و قرون وسطایی با اسلام روی آورده‌اند که بارها جمهوری اسلامی را به واسطه برخورد با فرقه ضاله بهائیت به نقض حقوق بشر و خزعبلاتی از این دست متهم کرده‌اند. این در حالی بود که معترضان افغان برای سومین روز متوالی دیروز(یکشنبه) در اعتراض به برنامه موهن کلیسای آمریکا برای سوزاندن قرآن به خیابان‌ها آمده بودند. این معترضان هنوز از برپایی مراسم قرآن‌سوزی در آمریکا به سبب بایکوت شدید این خبر مطلع نبودند. با این حال آمده بودند که به صرف تصمیم کلیسای آمریکایی اعتراض کنند. به گزارش رویترز، تظاهرکنندگان با شعارهایی چون «مرگ بر آمریکا» با نیروهای امنیتی افغان در استان لوگار در جنوب کابل درگیر شدند. به گفته دین محمد درویش، سخنگوی استاندار لوگار، هنگامی که نیروهای امنیتی افغانستان برای متفرق کردن صدها معترض که در پل عالم، مرکز استان لوگار تظاهرات می‌کردند آتش گشودند، 3 تن از معترضان مجروح شدند که حال یکی از آنها وخیم است. معترضان تهدید کردند به پایگاه‌های نظامی خارجی حمله می‌کنند. حدود 150 هزار نیروی خارجی در افغانستان حضور دارند که در حال جنگ با شبه نظاميان هستند. محمد یحیی، یکی از معترضان گفت: مقامات دولتی باید به ما اطمینان دهند کلیسا قرآن را نخواهد سوزاند، در غیر این صورت ما با هزاران تن دیگر به پایگاه‌های نظامی خارجی حمله خواهیم کرد. سرگرد پاتریک سیبر، سخنگوی نیروهای بین‌المللی کمک به برقراری امنیت ناتو (ایساف) در شرق افغانستان گفت: این سازمان از اعتراضات دیگری در لوگار در روز شنبه آگاه است ولی تعداد جمعیت حدود 100 تن بوده است. وی ادامه داد: اخباری حاکی از مجروح شدن چند تن پس از درگیری معترضان که سنگ و چوب در دست داشتند با نیروهای امنیتی افغان در منطقه باراکی باراک استان لوگار وجود دارد. روز شنبه در پی آتش گشودن نیروهای امنیتی افغان در پاسخ به پرتاب سنگ معترضان که قصد یورش به ساختمان‌های دولتی در پل عالم را داشتند، 4 تن از معترضان به صورت جدی مجروح شدند. روز جمعه هنگامی که جمعیت خشمگین به یک پایگاه آلمانی نیروهای ناتو در فیض آباد در شمال استان بدخشان حمله کردند، یک تن کشته شد. معترضان همچنین در پی افزایش خشم علیه برنامه کلیسای آمریکایی روز جمعه در کابل و 4 استان دیگر تجمع کردند. تمام اين رويدادها در حالي به‌وقوع مي‌پيوند كه همین 2روز پیش آنجلا مرکل، صدراعظم آلمان هم که خود را به پاسداری از هولوکاست متعهد می‌داند از کاریکاتوریست دانمارکی موهن به حضرت رسول‌اعظم (ص) تجلیل کرد. آيا مي‌توان اين اهانت‌هاي

مكرر را تصادفي دانست؟

 


ایران هم می‌تواند از طریق سازمان کنفرانس اسلامی و دبیرخانه بین‌المجالس اسلامی، کشورهای اسلامی را به این حرکت زشت غربی‌ها توجه دهد تا تمام کشورهای اسلامی هماهنگ با یکدیگر خواهان پاسخگویی دولت آمریکا درباره این فاجعه بزرگ باشند. سربازان اسلام در هر نقطه دنیا پاسخ این افراد را خواهند داد؛ چیزی که آمریکایی‌ها از آن می‌ترسیدند و نسبت به جان سربازانشان در اقصی نقاط دنیا بیمناک بودند، ‌در حال حاضر نیز این بیمناکی از خشم مسلمانان را باید داشته باشند و در افغانستان و پاکستان و عراق این سربازان مسلما آرامش نخواهند داشت و پاسخ این سکوت و بی‌تفاوتی خود را خواهند داد. اما در برابر کسانی که اقدام به قرآن‌سوزی کردند،‌ باید گفت در شریعت اسلام، ‌حکمی که برای این کار وجود دارد، ‌اعدام است. درست مانند سلمان رشدی که حضرت امام حکم به اعدام او داد، این افراد نیز به دلیل اینکه به اسلام و قرآن و در واقع به تمام ادیان توهین کرده‌اند حکمشان اعدام است. اینها کافر و واجب‌القتل هستند و نباید احساس امنیت داشته باشند.

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 15:44  توسط مهرزاد  | 

ادامه هتاكي سريال «نون و ريحون»

مجموعه تلويزيوني «نون و ريحون» در يكي از قسمتهايش كه دوشنبه شب پخش شد، نظارت و مميزي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بر حوزه كتاب را زير سوال برد و ناظران و بررسي كنندگان را كه نويسندگان و صاحب قلمان متعهدند، افرادي «بي سواد» خطاب كرد.
مجموعه نون و ريحون كه از شبكه پنجم يا شبكه تهران سيما پخش مي شود، پيشتر با متهم كردن نظام به سركوب و شكنجه به ياري جريان فتنه شتافته بود. اين مجموعه كه به موضوع «رمضان» ارتباطي ندارد، توسط فردي كارگرداني شده است كه در كار مبتذل سينمايي قبلي خود نيز چهره واپس گرا و خشني از متدينين و نظام اسلامي ترسيم كرده بود.
در حالي كه در صدا و سيماي جمهوري اسلامي، مراحل تصويب يك طرح، انتخاب عوامل و ساخت و پخش يك اثر، مراحل نظارتي خاصي را پشت سر مي گذارد، ساخت و پخش مجموعه ياد شده، جاي شگفتي دارد!
جالب است كه شبكه پنجم قصد دارد، پخش مجموعه ضد نظام نون و ريحون را تا پس از عيد فطر نيز ادامه دهد! نويسنده اين سريال در دوران اصلاحات با چاپ مقاله اي موهن و ضد ديني در «نشريه موج» موجبات اعتراض مراجع و مردم مسلمان را برانگيخت.
در حالي كه مديريت فعلي شبكه پنجم به عنوان چهره اي مومن و متعهد به نظام شناخته مي شود، اما گماردن برخي نيروهاي مسئله دار نتيجه طبيعي اش، ساخت مجموعه هايي نظير نون و ريحون است.
در گذشته سابقه نداشت رسانه ملي كه بايد مبلغ و مدافع نظام باشد، نه نقد، كه خود تبديل به تريبوني براي تكرار حرفها و اتهامات رسانه ها و دولتها و گروهكهاي ضد انقلاب شود!

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 16:41  توسط مهرزاد  | 

چراغی که به خانه رواست .........

ماجرا از اونجایی شروع شد که تبلیغات ریاست جمهوری شروع گردید و موسوی بعد از مدتها به تلویزیون امدو دیدیم  گفت وقتی خودمان مشکل داریم چرا باید به فلسطین و لبنان کمک کنیم؟

چشمانم گرد شده بود میگفتم: ای بابا این  دیگه کیه ؟؟؟؟   مگم خودش را نخست وزیر امام نمیدونست ؟؟؟  مگم نمیگفت خط امامی هستیم ؟؟؟         امام در دوره تحریم و ترور و جنگ که بدترین دوران انقلاب بوداز مسلمان جهان حمایت میکردو روز قدس وتشکیل حزب الله وغیره راندیده بود؟

بحث ادامه پیدا کرد حتی در مناظره اما مهمترین حادثه روز قدس اتفاق افتاد وقتی که رادیو اسرائیل شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران را مطرح کرد و عده ای نادان یا جاهل این را عنوان کردند و کروبی و موسوی هر وقت اسم این دو نفر را میشنوم یاد دو نفر میفتم(به نظراین دوبیشتر شبیه مت وپت هستند) هیچ گونه واکنشی نگرفتند حتی سردمداران اصلی مانند خاتمی و  رفسنجانی ؟؟؟

 چرا میگویند چراغی  به خانه رواست به مسجد حرام است و آیا این با کمک به مظلومان جهان تطبیق میکند؟؟اصلا چرا باید به مردم جهان کمک کنیم ؟؟؟؟؟

من میگم از این زاویه ببینم که چرا کمک نکنیم مگر ما آزاده و انسان نیستیم؟؟ مگر ما وجدان و شرف و دین نداریم؟؟    مگر دین و وجدان ما نمیگوید به مظلوم کمک کنیم؟مگر کوروش برای عدالت نمیجنگید ؟؟؟  مگر سعدی مهمترین شعرش همین نبود؟ بنی ادم اعضای یک پیکرند ...............


مگر پیامبران و امامان همین رانگفتند و یا امام مهدی عج بیاید گرفتن حق مظلوم از مهمترین و برترین اعمالش نیست؟ حتی امام خمینی قبل و بعد از انقلاب هم همینکار را انجام میداد.

درسته چراغی که به خانه رواست یه مسجد حرام است و خدا از حقش به خاطر ما میگذرد اما اگر همسایه ما از گرسنگی و ظلم در حال مرگ باشد و هر روز تهدید به مرگ شود آیا ما هیچ عکس العملی نشان نمیدهیم بنده فکر میکنم هر کسی نسبت به مظلوم و انسانیت ساکت بنشیند و واکنشی از خود بروز ندهد انسان نیست اما اگر کسی از ظالم حمایت کند و برعلیه مظلوم شعار دهد از حیوان کمتر است

هم غزه هم لبنان جانم فدای ایران

به امید ظهور و نابودی ظلم و سلطه صلوات

"هم غزه هم لبنان" و نقد یک دیدگاه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 1:42  توسط مهرزاد  | 

راهپیمایی قبول نیست؛ ساندیس ندادند!

حسین قدیانی با انتقاد شدید از مسئولین ارشد نظام، حضور در راهپیمایی بدون گرفتن ساندیس را کاری پوچ و بی فایده دانست. وی که با سایت ساندیس نیوز گفت و گو می کرد، بیان داشت: جمهوری اسلامی با بهانه کردن روزه بودن مردم در روز قدس، دست به بدعتی خطرناک زد و در روز راهپیمایی ساندیس نداد. نویسنده کتاب “نه ده”، ضمن یادآوری وظایف مسئولین به ایشان با اوقات تلخی بیان داشت: اشتباه بزرگی است اگر آقایان فکر کنند ما به عشق چیزی به جز ساندیس به راهپیمایی می آییم. وی افزود: ما عمرا به عشق رهبر به راهپمایی بیاییم و در روز قدس هم به عشق ولایت به خیابان انقلاب نیامدیم. وی در توضیح جمله خود گفت: ما به عشق رهبر راهپیمایی نمی کنیم، بلکه دشمن را از نفس کشیدن پشیمان می کنیم، لذا مسئولین باید در راهپیمایی روز قدس به ملت هم ساندیس و هم نی ساندیس می دادند تا ما نی اش را در حین راهپیمایی وارد چشم دشمن می کردیم و خود ساندیس را بعد از اذان مغرب کوفت می کردیم. مدیر وبلاگ قطعه ۲۶ که از نخوردن ساندیس حکومتی به شدت عصبانی بود، خاطر نشان کرد: همان طور که در کتاب “نه ده” اشاره کرده ام، مش رجب بقال سر کوچه ما ۱۰ عدد ساندیس شامل ۵ عدد ساندیس آب سیب و ۵ عدد نکتار ۷ میوه را می فروشد ۱۰۰۰ تومان اما ما به عشق خوردن ساندیس جمهوری اسلامی از روز ۲۲ بهمن تا دیروز صبر کردیم و خیر سرمان هر چه علیه این اسرائیل فلان فلان شده شعار دادیم، دیدیم انگار نه انگار و مثل اینکه هیچ کس نیست به ما ساندیس بدهد. نویسنده باتوم به دستها در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرد: اگر برنامه مسئولین این است که از این پس در راهپیمایی های حکومتی به ملت ساندیس ندهند، این را شفاف اعلام کنند تا ما هم دیگر راهپیمایی نیاییم. این چگونه راهیمایی ای است که نه به آدم ساندیس می دهند و نه به دلیل عدم داشتن جگر توسط سبزها، هیچ کاری از باتوم آدم ساخته نیست؟! از خدا نترسی، از اصل نظام برگردی ها! وی که داشت گریه می کرد، بغض گلویش را خورد و افزود: این دیگر خیلی نامردی است؛ ماهها به عشق خوردن ساندیس جمهوری اسلامی، شب را به روز و روز را به شب برسانی و بعد بیایی در روز قدس، راهپیمایی کنی و آخرش بدون ساندیس، دست از پا درازتر برگردی خانه. وی با اشاره به این مسئله فقهی که اگر روزه دار حواسش نباشد و چیزی را بخورد، این مبطل روزه نیست، گفت: مسئولین باید به وظیفه خود عمل می کردند و ساندیس را می دادند، ما خودمان بلد بودیم چگونه حواس مان را پرت کنیم. نویسنده کتاب “نه ده” که به نظر می رسید بدنش با کمبود ساندیس مواجه است، خاطر نشان کرد: مسئولین باید به فکر جبران این خطای نابخشودنی باشند و در روز عید فطر به هر نفر ۲ تا ساندیس بدهند و الا ما را از همان اول بد عادت بار نمی آوردند و عاشق ساندیس جمهوری اسلامی نمی کردند. ما که برای ساندیس حکومتی آیه فدایت شوم نفرستاده بودیم، آقایان خودشان ما را عاشق ساندیس جمهوری اسلامی کردند و حالا ما را ول کرده اند به امان خدا! وی گفت: منی که دیروز ساندیس نظام را نگرفتم، به کوری چشم فرانس ۲۴ آیا می توانم به دروغ اعتراف کنم و افتخار کنم که حکومت به ما ساندیس داد؟ وی در پایان و در حالی که داشت مثل ابر بهار اشک می ریخت، بیان داشت: من به مسئولین هشدار می دهم؛ این اولین و آخرین راهپیمایی ای بود که به ما ساندیس حکومتی ندادید. از یاد نبرید که تا لب چشمه تا میعادگاه نماز جمعه ما را آوردید و به ما ساندیس ندادید. می شود بگویید بعد از شهدا شما چی کار دارید می کنید؟ آیا به بابااکبر هم این طوری و یک خط در میان کمپوت می دادید؟ آیا اتوبوسی که ما را آورد راهپیمایی، شهدا را هم همین طوری و خشک و خالی می برد جبهه؟!  “ایران ۱۱″ شده پلاک اتوبوس، به ما هم بگویید، بدانیم! آقایان! من با چه زبانی باید بگویم که ایستک و ماء الشعیر مش قنبر، ۱۰ تا ساندیس ۱۰۰۰ تومانی مش رجب، برای ما ساندیس حکومتی نمی شود؟ ای ساندیس! تو شاهد باش که ما با زبان روزه هم به عشق تو آمدیم اما مسئولین، تو را به ما ندادند. ای ساندیس حکومتی، تو ای آب زمزم ما! آیا نکند تو را مسئولین نظام داده باشند به از ما بهتران؟ از حلقوم شان پایین نرود! آقا جان! من عید فطر تلافی روز قدس را هم باید در بیاورم. روز قدس به من یکی که ۲ تا ساندیس باید بدهید؛ حرفی هست؟! آخ که چقدر می چسبد؛ نماز را به امامت ماه، نه در شب که در سپیده در سحر بخوانی و بعد ۲ خطبه ۲ جرعه نور را با جان دل گوش کنی و بعد، کامل شود عاشقی با خوردن ساندیس مقدس نظام. ساندیس را بخوری و نی اش را جلوی چشم ماه، همراه با خیل ستاره ها فرو کنی در چشم شب پرستان. آخ که چقدر می چسبد. عید فطر آمدم ساندیس ندادید، دیگر در هیچ تجمعی شرکت نمی کنم؛ حرفی هست؟! این درست که من هنوز هم “مستاجر نیستم؛ خانه ام بیت رهبری است” اما ساندیس هم به جای خود! چرا که من تشنه ساندیس نیستم (من گفتم و شما هم باورتان شد) دلم برای نی ساندیس تنگ شده تا باز هم فرو کنم در چشم دشمن. حرفی هست؟! نیست، بعید می دانم حرفی باشد. من این نوشته را به هیچ کس تقدیم نمی کنم، مگر اینکه عید فطر جبران شود.

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 15:49  توسط مهرزاد  | 

گفته بوديم سبزها خل و چل هستند اين هم سندش!

يكي از عناصر فعال در اپوزيسيون خارج نشين اعلام كرد سبزهايي كه سال گذشته در روز قدس شعار «نه غزه نه لبنان» داده بودند، «سفيه»هستند.
داريوش سجادي در وبلاگ خود و در مطلبي با عنوان «سبزهاي سفيه» نوشت: سال گذشته و بعد از تظاهرات روز قدس كه در خلال آن سبزها شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران» را سر دادند طي مصاحبه اي مفصل مدعي انحراف جنبش سبز بدليل سر دادن چنين شعاري شدم. البته آن مصاحبه بازتاب هاي متفاوتي پيدا كرد و حجم بالائي از ترشروئي سبزها را متوجه من كرد. اما اكنون مشاهده كردم هم زمان حجت الاسلام منتجب نيا عضو ارشد حزب اعتماد ملي در كنار محمد خاتمي و علي اكبر محتشمي پور متفقاً شعار «نه غزه، نه لبنان» را انحرافي دانسته و بالاخره و بعد از يك سال سكوت سراينده هاي چنان شعاري را مورد شماتت قرار داده اند. ظاهراً اين وسط فقط فحاشي هاي معوقه سبزها بايد به حساب اينجانب واريز مي شد تا با تاخيري يك ساله بالاخره رهبران جنبش سبز هم به چنين صرافتي بيفتند. تقبل الله. اما علي رغم چنين شماتتي باز هم عده اي از مدعيان سبزينگي مي فرمايند: خير! مرغ يك پا دارد و كماكان «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران». من با استدلال و بدون اغراق معتقدم اين گروه از سبزها سفيه اند. مطابق منطق حاكم بر چنين شعاري، مظالم دولت صهيونيستي بر مردم لبنان و فلسطين براي ايشان (سبزهاي مدافع چنان شعاري) عاري از اهميت است.
وي تصريح كرد كه با اين منطق غربي ها نيز از جريان سبز حمايت نخواهند كرد چرا كه 4 ديواري، اختياري. آيا سفاهت شاخ و دم دارد؟
شايان ذكر است چند روز پيش موسوي و كروبي ضمن ديداري مدعي شدند:« حمايت از مسلمانان و ملت هاي مظلوم بويژه ملت فلسطين همواره مورد توجه ملت بزرگ ايران و امام خميني بوده است. روز قدس تبلور حمايت مردم آزاده از ملتي مظلوم است كه از سرزمين مادري خود رانده شدند و در خلال اين مدت رنج ها و مشقت هاي بسياري را متحمل گرديدند ملت مظلوم فلسطين عليرغم تصويب قطعنامه هاي متعدد از سوي سازمان ملل متحد و عدم تمكين رژيم اشغالگر هنوز نتوانسته حق طبيعي خود را كسب نمايد» و اين در حالي است كه سران رژيم صهيونيستي بارها از شجاعت- بخوانيد خيانت- آشوبگران و فتنه گران تجليل كرده و آنها را سرمايه رژيم صهيونيستي كساني كه به نيابت از اسرائيل مي جنگند، معرفي كرده بودند.
جميله كديور همسر بهاءاله مهاجراني روز گذشته با اشاره به موضع اخير موسوي و كروبي نوشت: اين موضع گيري ضرورت دارد. شعارها و موضع گيري هاي سال گذشته موجب ايجاد شبهاتي در بين افكار عمومي جهان خصوصاً فلسطينان و جهان عرب شد گويي كه جنبش سبز نسبت به رنج هاي ملت فلسطين و لبنان حساسيت ندارد.

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 15:36  توسط مهرزاد  | 

كروبي پاسخ معترضان خود را با گلوله داد/ چهار مجروح در اثر تيراندازي

تجمع شب گذشته تعدادي از معترضان به اقدامات ضدانقلابي مهدي كروبي در مقابل منزل وي به تيراندازي از درون منزل وي به سمت اعتراض كنندگان و مجروح شدن چهار نفر منجر شد.

به گزارش رجانيوز، شب گذشته پس از آنكه تعدادي از معترضان به رفتارهاي كروبي براي چهارمين شب متوالي مقابل منزل وي در ديباجي شمالي تجمع كردند، ابتدا فرزندان كروبي و تعدادي از افرادي كه به حمايت از كروبي از قبل به اين مكان آمده بودند، به منظور تحريك معترضان و تند كردن فضاي اعتراضي شروع به اهانت عليه مقامات عالي رتبه نظام كردند تا بتوانند كروبي را از منزل خارج كنند.

اما پس از آنكه معترضان بدون توجه به اين فحاشي‌ها و هوشياري با اين افراد درگير نشدند و شعارهاي خود مانند "کروبی بی‌سواد عامل دست موساد"،‌ "کروبی منافق حیا کن حیا کن"، " کروبی، بیگانه پیوندتان مبارک" را سر دادند از قوه قضائيه درخواست كردند ضمن رسيدگي به اتهامات او در خلع لباس وي تسريع كند، ناگهان تعدادي از افراد ناشناس از طبقه فوقاني منزل كروبي شروع به تيراندازي با سلاح خودكار كردند.

تيرهاي شليك شده عمدتاً هوايي و با هدف ايجاد رعب در جمعيت و پراكنده كردن آن‌ها بود اما از ميان حدود 70 تير شليك شده، بيش از 10 تير نيز به ميان جمعيت شليك شد كه در اثر اين اقدام وحشيانه، چهار نفر از معترضان مجروح و به سرعت به مراكز درماني منتقل شدند.

پس از وقوع این حادثه حسین کروبی فرزند کروبی در مصاحبه با رسانه های بیگانه اقدامات افراد ناشناس مستقر در منزل پدرش را دفاع از خود عنوان داشته و از عناصر فتنه گر درخواست داشت تا تجمع‌هایی را در حمایت از خانواده کروبی برگزار کنند.

مهدی کروبی پس از اقدامنات غیرقانونی و ساختار شکنانه خود در فتنه سال گذشته امسال نیز در آستانه روز جهانی قدس در بیانیه ها و مصاحبه های خود اعلام داشته که در این روز عومال فتنه گر دست به اقدامات غیرقانونی بزنند لذا از حدود یک هفته پیش و پس از انتشار این اخبار گروه های مختلف مردم به صورت خودجوش با حضور در مقابل منزل کروبی به اینگونه اقدامات اعتراض کرده و از دستگاه قضایی خواستار برخورد جدی با وی شدند.

هنوز مشخص نيست افراد ناشناسي كه به روي معترضان كروبي آتش گشودند محافظان او بوده‌اند يا خير. آبان ماه سال گذشته پس از آنكه حضور كروبي در نمايشگاه مطبوعات با اعتراضات گسترده‌اي مواجه شد به طوري كه مردم او را از نمايشگاه اخراج كردند، يكي از محافظان او تير هوايي شليك كرد.

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 0:26  توسط مهرزاد  | 

ايران يكپارچه خروش ضد صهيونيستي/ اثري از فتنه‌گران نبود +عكس

تمام شهرهاي ايران اسلامي از صبح روز آخرين جمعه ماه مبارك رمضان با حضور مردم و مسوولان، يكپارچه فرياد "مرگ بر اسرائيل" بود و اثري از فتنه‌گراني كه سال گذشته با شعارهاي دشمن‌پسند خود تا مدت‌ها براي رسانه‌هاي ضدايراني خوراك تبليغاتي فراهم كرده بودند، در ميان سيل خروشان ملت ديده نشد.

سطح شهر تهران كه سال گذشته مركز تجمع فتنه‌گران روزه‌خواري كه شعار "نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران" سر مي‌دادند، حاكي است كه امسال ملت يكپارچه عليه صهيونيست‌ها شعار دادند.

 

دكتر محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور كه سخنران ويژه راهپيمايي روز قدس نيز بود از ساعت اوليه به جمع راهپيمايان روزه‌دار تهران پيوست. رئيس قوه قضائيه نيز در جمع راهپيمايان حضور يافت. رئيس مجلس شوراي اسلامي به‌عنوان سخنران ويژه در جمع راهپيمايان شهر مقدس قم حاضر شد.

همچنين در حالي كه اثري از اخلال‌كنندگان در نظم عمومي در مراسم با شكوه روز قدس امسال نبود، سران فتنه به‌ويژه كروبي كه پيش از اين به‌طور مكرر براي حضورش در راهپيمايي خط و نشان كشيده بود، جرأت نكردند در جمع روزه‌داران ضد صهيونيست تهران حاضر شوند.

تأكيد بر اتحاد ملت ايران حول آرمان‌هاي انقلاب اسلامي، بي‌نتيجه بودن مذاكرات سازش در واشنگتن، جرأت نداشتن و نبود امكان حمله به ايران براي رژيم صهيونيستي، شمارش معكوس نابودي رژيم صهيونيستي جزو محورهاي اصلي سخنان مقامات شركت كننده در اين راهپيمايي بود.

حضور گسترده مردم و نمايش برگ ديگري از افول كامل جريان فتنه، سريال غافلگيري‌هاي رسانه‌هاي بيگانه و انتظار بيهوده آنان را كه از 9 دي و 22 بهمن 88 آغاز شد، تكميل كرد، به طوري كه شبكه تلويزيوني العربية وابسته به دولت سعودي كه سال قبل گزارش لحظه به لحظه از ناآرامي‌ها در تهران مي‌داد، اشاره كوتاهي به مراسم روز قدس امسال و سخنراني رئيس‌جمهوري اسلامي ايران كرد و ترجيح داد بيشتر بر روي اتفاقات شب گذشته مقابل منزل كروبي تمركز كند.

همچنين سايت بي‌بي‌سي فارسي نيز هيچ خبري در مورد راهپيمايي عظيم روز قدس ايران منتشر نكرد و اين سايت نيز به حوادث پنج‌شنبه شب و بامداد جمعه مقابل خانه كروبي پرداخت.

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 0:26  توسط مهرزاد  | 

روح سرگردان ترانه موسوي دوباره به سراغ كروبي و موسوي رفت!

افتضاح فتنه گران در زمينه ادعاي دروغ تجاوز و سوزاندن شخصي به نام ترانه موسوي تمامي ندارد.
يك ضدانقلاب فراري كه آغازگر شايعات در «پروژه ترانه موسوي» بود پس از يك سال اذعان كرد اين شايعه از اساس دروغ بوده است! اميد حبيبي نيا همكار رسانه هايي چون بي بي سي و راديو زمانه، در حالي روند انتشار شايعه مذكور را باز گفت كه كروبي و موسوي ضمن تشكيل «كميته پيگيري آسيب ديدگان حوادث پس از انتخابات» تلاش كرده بودند از طريق انتشار انواع دروغ ها و التهاب افكارعمومي، به فضاي اغتشاش دامن بزنند. يكي از اين دروغ هاي رسوا، ادعاي تجاوز و سوزاندن فردي به نام ترانه موسوي بود كه توسط كروبي و كميته كذايي ( با مديريت عليرضا بهشتي و مرتضي الويري) ترويج شد.
اميد حبيبي نيا روزنامه نگار ضدانقلاب و فراري در وبلاگ خود پس از يك سال كتمان مي نويسد: سرانجام پس از نزديك به يك سال سكوت، اكنون مي توانم درباره دروغ بودن قصه ترانه موسوي بنويسم و توضيح بدهم كه چرا يك سال سكوت كردم؟ سال گذشته در جريان تظاهرات، روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر با من براي انتقال اخبار، ويدئوها و عكس ها و ارسال آن به رسانه هاي مختلف از جمله فرانس 24 كه من با آن همكاري مي كردم، در تماس بودند. روز 12 تيرماه يكي از همين روزنامه نگاران كه او را با نام «ل.م» معرفي مي كنم به من اطلاع داد كه دختري به نام ترانه موسوي ناپديد شده و بيم آن كه مورد تجاوز گروهي قرار گرفته مي رود. ل.م منبع خبر خود را خبرنگار خود كه اتفاقاً پس از خروج از مسجد قبا بازداشت شده و به همراه ترانه موسوي در يك بازداشتگاه بوده است ذكر كرد. 2 روز بعد، وي عكسي از ترانه موسوي برايم فرستاد و جزئيات بيشتري در اختيار من قرار داد از جمله يك شماره تلفن. در آن زمان گروهي از دوستان چپ، وبلاگي راه اندازي كرده بودند با نام ايرانيان چپ كه اغلب در داخل كشور بودند. از يكي از آنها كه با نام آذر مي نوشت، خواستم تا با شماره تلفني كه ادعا مي شد تماس بگيرد. روز بعد، آذر خبر داد كه اين شماره تلفن در شبكه وجود ندارد يا موقتاً مسدود است. اما خود عين خبري كه من برايش فرستاده بودم را در وبلاگش منتشر كرد. به اين ترتيب، براي نخستين بار وبلاگ ايرانيان چپ خبر احتمال تجاوز به ترانه موسوي را درج كرد، اين خبر با كمي تفاوت عين خبري بود كه چند ساعت قبل وبلاگ زيرزمين متعلق به ل.م آن را درج كرده بود اما از آنجا كه كسي هنوز آن وبلاگ را نمي شناخت خبر با عنوان وبلاگ ايرانيان چپ منتشر شد. روز بعد وبلاگ ديگري به نام چريك آنلاين جزئيات ديگري درباره احتمال مرگ ترانه موسوي درج كرد. اين وبلاگ متعلق به ر.و بود كه ل.م او را خبرنگار فرهنگي خود و از كاركنان صداو سيما مي ناميد.
حبيبي نيا مي نويسد: دو روز بعد ل.م خبر داد كه ترانه موسوي كشته شده و جسدش را سوزانده اند. دو منبع كه بطور ناشناس دو وبلاگ را منتشر مي كردند به اضافه وبلاگ ايرانيان چپ تنها مرجع پخش اين اخبار بودند، منتها خبر ابتدا توسط ل.م در اختيار من قرار مي گرفت، من براي آذر كه پيگير اين ماجرا بود مي فرستادم و وي آن را درج مي كرد، بعد با تغييراتي جزئي در دو وبلاگ ديگر كپي مي شد. در همين زمان، من از ل.م تقاضاي اطلاعات بيشتري كردم از جمله آدرس و شماره تلفن خانه ترانه موسوي كه وي مدعي بود ر.و عكس ترانه موسوي را از آنجا برداشته است ولي درست در همين زمان وي اطلاع داد كه خانواده ترانه موسوي به شمال رفته اند و پدرش نيز درگذشته است. با اصرار من ل.م محلي در حوالي خيابان آزادي را به عنوان آدرس محل سكونت ترانه موسوي اعلام كرد. من بلافاصله به آذر خبر دادم و او به محل رفت و از كسبه محل درباره وجود خانواده اي با عنوان موسوي پرس وجو كرد و خبر داد كه هيچ كس چنين خانواده اي را نمي شناسد.
حبيبي نيا با اشاره به اينكه «در 2 هفته بعد پيگيري هاي من براي يافتن ردي از ترانه موسوي به هيچ نتيجه اي نرسيد» تصريح مي كند: در اين زمان ترديدهايم را با ل.م مطرح كردم. وي گفت كه مستقيماً به همراه ر.و به كميته پيگيري كروبي رفته و شواهد مربوط به اين واقعه را در اختيار آنها قرار داده است. از او خواستم تا نام كسي را كه مدعي بود همراه با ترانه موسوي بازداشت شده را به من بدهد و او نام فردي را به من داد. مدتها بعد وقتي با او حرف زدم متوجه شدم كه او حرفهاي متناقض زيادي مي زند اما اصلي ترين ترديدي كه با آن روبرو شدم آن بود كه از طريق دو مرجع مختلف درباره فرد مذكور تحقيق كردم مشخص شد روز هفتم تير وي سركارش حاضر بوده است و در ساعاتي كه ل.م مدعي بود در بازداشت بوده مشغول كار بوده است. در حالي كه ترديدهايي جدي براي صحت اين خبر داشتم و اين اولين موردي بود كه هيچ نشانه اي از خانواده، دوستان و بستگانش نبود، يك روز ل.م به من زنگ زد و گفت ماجرا لو رفته و او كشور را به همراه ر.و ترك كرده است. طبعاً در اين مرحله من هر كمكي كه از دستم برمي آمد براي آنها انجام دادم از وصل كردن ارتباط آنها با گزارشگران بدون مرز و دوستان ديگر در آن كشور تا تهيه كار براي تامين مخارج(!)
حبيبي نيا اضافه مي كند: ل.م بار ديگر گفت كه همان فرد دستگير شده و اكنون ميخواهد حرف بزند و من ارتباط او و ر.و را با بي بي سي و صداي آمريكا برقرار كردم و گفتم كه روز بعد هم مي توانيم در فرانس 24 اين را پوشش بدهيم چون بالاخره ما دو نفر را داريم كه خودشان از نزديك پيگير ماجرا بوده اند و آن را رسانه اي كرده اند.
اما تا چند روز بعد هم خبري از اين دو روزنامه نگار نشد و بعد به من گفتند چون فرد مذكور آزاد شده است بهتر است فعلا سكوت كنند زيرا اكنون وزارت اطلاعات مي داند منبع خبر ترانه موسوي چه كسي بوده است. من هم در فيس بوك و تويتر نوشتم كه بزودي شاهدان سخن خواهند گفت. اما چند هفته بعد وقتي با يكي از همكاران همان فرد صحبت كردم وي اطمينان داد كه وي در تمام روزهايي كه ادعا مي شد بازداشت بوده است، مشغول كار بوده است، اين موضوع را با دو نفر ديگر هم چك كردم همگي شايعه بازداشت فرد مذكور را قوياً تكذيب كردند. در نتيجه برايم مسلم شد كه اين خبر از اساس دروغ است اما باز هم سكوت كردم تا اين دو روزنامه نگار از آن كشور به كشور ثالث ديگري منتقل شوند. حالا ر.و كه مي گفت عكس ترانه موسوي را از خانه اش برداشته و با ل.م به كميته پيگيري كروبي رفته بود، حالا مي گفت ترانه موسوي وجود خارجي ندارد.
اين ضد انقلاب فراري در پايان تبرئه نامه خويش نوشت: «من به عنوان روزنامه نگاري كه اين خبر را براي نخستين بار منتشر كردم وظيفه داشتم اعلام كنم اشتباه كردم، فريب منابعم را خوردم اما براي دستيابي به حقيقت راههاي بسياري را پيمودم و ماههاست كه مطمئنم ترانه موسوي وجود خارجي ندارد اما منتظر بودم تا اين دو روزنامه نگار به كشور ديگري منتقل شوند تا هيچ مشكلي برايشان پيش نيايد»(!)
يادآور مي شود كروبي در موج سواري بر سر اين پروژه، افتضاح بسياري به بار آورد و تلاش كرد شكست انتخاباتي خود را با اين موج سازي بپوشاند. الويري يكي از نزديكان كروبي و نماينده وي در كميته پيگيري كذايي، اوايل شهريور 88 به روزنامه زنجيره اي اعتماد گفته بود«ترانه موسوي يكي از جانباختگان است». اما وي 23 خرداد امسال در گفت وگو با روزنامه جوان تصريح كرد: ترانه موسوي يكي از همان موارد اشتباه بود. دراين باره به دلايل قول شرعي كه داده ام، مدارك را منتشر نكرده ام!! وي توضيح نداد كه كجاي شرع به او اجازه اين دروغ پردازي و بازي با حيثيت نظام و آبروي خانواده ها را داده است؟!

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 17:8  توسط مهرزاد  | 

كروبي: پتك نزنيد، ما فندقيم!

رقيب ناكام آراي باطله در انتخابات رياست جمهوري سال گذشته گفت فكر نمي كرد كار حوادث سال گذشته به اينجا بكشد كه عده اي را بازداشت و در زندان ها نگهداري كنند.
كروبي در ملاقات محمدرضا جلايي پور پسر حميدرضا جلايي پور كه به تازگي آزاد شده، نگراني خود از حضور در مجالس عمومي نظير ختم- به خاطر هراس از اعتراض و انزجار مردم- را به نظام نسبت داد و مدعي شد: اين به چالشي براي نظام تبديل شده است(!)
وي كه در حوادث سال گذشته تمام آبروي خود را صرف ورشكستگان ضدانقلاب كرد و به يك مالباخته تمام عيار سياسي تبديل شد، درباره قاطعيت نظام در برابر فتنه گران گفت: قسم خورده اند كه فندق را پتك بشكنند(!)
كروبي توضيح نداده كه اگر خود و جريان آشفته متبوع خويش را قد فندق مي داند، با چه ادعا و داعيه اي به معارضه با نظام برخاست تا سرش به سنگ بخورد. از طرف ديگر بايد گفت پتك نظام بر سر آمريكا و اسرائيل در جاي جاي منطقه كوبيده مي شود و فتنه گران- به عنوان عمله هاي ميداني جبهه استكبار- در قواره هايي نيستند كه به پتك نياز داشته باشند. فتنه گراني از اين دست را ملت رشيد ايران سال گذشته با چند ساعت قدرت نمايي در خيابان جارو كردند و به زباله دان تاريخ ريختند.
كروبي در انتخابات سال گذشته مجموعاً 330 هزار رأي از 30 استان كشور كسب كرد كه در نوع خود ركورد كم نظيري بود!

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 13:52  توسط مهرزاد  | 
:::: عناوين آخرين مطالب وبلاگ ::::
All Rights Reserved 2008 © http://taakharhastim.ir

کپي برداري از مطالب اين وبلاگ با درج منبع آن اشکالي ندارد .