تبليغاتX
:: تا آخر هستیم ::

       

درباره وبلاگ

از حسن انتخاب شما ممنونیم
در این وبلاگ سعی کردیم به تمامی تهمت هایی که به پر کار ترین مردمی ترین خادم ترین رئیس جمهور دنیا زده میشود پاسخ بدهیم
پيشخوان
پيوند هاي روزانه
پيوند هاي وبلاگ
امکانات

بسم الله الرحمن الرحيم

اَللهُم عَجِل لِوَليکَ الفَرجَ والعافيه وَالنَصر وَ اجعَلنا مِن خير اَنصاره ِو اَعوانه وَالمُستَشهَدينَ بَينَ يَدَيه

کتاب‌هايي که کروبي از نمايشگاه خريد! - طنز

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 14:37  توسط مهرزاد  | 

خودمان هم نمي فهميم چه مي گوييم!

شيپورچي فتنه سبز همچنان به نواختن شيپور از سرگشاد آن ادامه مي دهد.
موسوي كه به تازگي از 5 تروريست اعدامي وابسته به دو گروهك پژاك و تندر حمايت كرده است، در ديدار جمعي از بازداشت شدگان آشوب هاي خياباني هم مدعي شد: ما بدون نگاه به ايدئولوژي افراد و بدون توجه به طرز فكر آدمها و حتي وابستگي جمعيتي و حزبي آنها، بايد از حقشان دفاع كنيم و روبروي ظلم و ستم ايستادگي نماييم و لزوماً هم نبايد همفكر و هم عقيده او باشيم. و اگر اين مسئله در جامعه ما نهادينه شود، ما گامي بسيار بزرگ به جلو برداشته ايم.
وي در عين حال تعمداً به صدها شهروند و زن و كودك بي گناه كه طي چند سال اخير توسط «بزهكاران خطرناك» وابسته به گروهك هاي منافقين، ريگي، پژاك، تندر و ... به سبعانه ترين وجه ترور شده اند، حتي اشاره اي هم نكرد و يادآور لزوم دفاع از حق حيات آنها نشد. موسوي همچنين توضيح نداد كه آيا به بهانه دفاع از حق مي توان با عناصري نظير رضا پهلوي، مسعود رجوي، گروهك ريگي، همكاران ساواك و وابستگان به لانه جاسوسي آمريكا هم پيمان شد؟!
موسوي همچنين علت تظاهر به دفاع از قانون اساسي را اين گونه عنوان كرد كه «براي اجماع نسبي جمع عظيم مردم، اجراي بدون تنازل قانون اساسي را مطرح كرديم كه تعداد زيادي بتوانند با هم يكي شوند»! وي در عين حال براي رفع شائبه وفاداري به قانون اساسي جمهوري اسلامي و اينكه از سوي گروهك هاي طلبكار ضد انقلاب متهم به وفاداري به نظام اسلامي نشود، گفت: البته متعاقب ايجاد بحث پيرامون اجراي قانون اساسي، مسئله اي مطرح گرديده مبني بر اينكه قانون اساسي وحي منزل نيست و مردم حق دارند در آينده هم، همين قانون را دگرگون كنند و مطابق با شرايط، به سمت آنچه كه مي خواهند، آنرا تغيير دهند. اما در موقعيت فعلي و در مسير حركت جنبش، «بخشي از مطالبات» را مطابق با قانون اساسي موجود، مي توانيم مرتب تر و با پشتوانه بيشتري عنوان كنيم و بعدها بتدريج خواهيم توانست آنرا نيز با همان مكانيسمي كه در خود آن است، تغييرش دهيم.
وي در اين باره هم توضيح نداد كه بخش ديگر مطالبات فتنه سبز چيست كه در قانون اساسي جمهوري اسلامي نمي گنجد؛ حذف اسلام و جمهوريت و ولايت فقيه و حاكميت؟ يا حذف استقلال كشور و وابستگي به آمريكا و اسرائيل؟
موسوي در ادامه اظهارات رياكارانه مدعي شد «جنبش سبز نه اسلحه دارد و نه روش مسلحانه را اتخاذ كرده است. به نظر ما تروريسم در هر شكل و حالت و ملت و قوم آن طرد و محكوم است». برخلاف اين ادعا، گروهك هاي تروريستي گوناگوني هم از موسوي و فتنه سبز حمايت كرده و هم در جريان آشوب هاي خياباني مكمل پروژه سران فتنه در ايجاد رعب و آتش افروزي براي واداشتن نظام به عقب نشيني و امتيازدهي بودند و شماري از آنها سرصحنه دستگير شدند.
موسوي در ادامه سخنان نابسامانش از همه قاچاقچي ها، جنايتكاران و آدم كش ها، اشرار و قداره كش هايي كه به واسطه جنايت هاي متعدد محكوم به اعدام شده اند حمايت كرد و با لحني كه دقيقاً لحن وزارت خارجه آمريكا و انگليس است گفت: به نظر شما نظام دچار مشكل نشده كه آن قدر آمار اعدام بالاست؟ آيا اين وهن اسلام نيست.

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 14:37  توسط مهرزاد  | 

خاتمي در آن روزها: ولايت فقيه زيربناي مشروعيت جمهوري اسلامي است

اكبر اعلمي عضو فراكسيون اصلاحات در مجلس ششم همچنان اصرار دارد به استناد اسناد مطبوعاتي، تلون مزاجي برخي مدعيان اصلاحات را به رخ بكشد.
اين عضو شوراي سردبيري روزنامه زنجيره اي سلام، پيش از اين سخنراني هاي ميرحسين موسوي در سال هاي اول انقلاب را منتشر كرد كه بر انجام كودتاي مخملين از سوي آمريكا در پوشش چهره هاي موجه (سيدكاظم شريعتمداري و صادق قطب زاده) تاكيد مي كرد. اعلمي به تازگي هم برخي اظهارات خاتمي حد فاصل سال هاي 59 تا 63 را در سايت خود منتشر كرده است، زماني كه وي در كيهان حضور داشته است. خاتمي 8 دي ماه 59 در سخناني مي گويد: «ولايت فقيه اصلي در كنار اصول ديگر نيست، بلكه زير بنا و بنياد نظامي است كه امت اسلامي اينك به سوي آن روان است... قانون اساسي اگر از اين اصل تهي گردد، نظامي اسلامي نخواهد بود... اين اصل اختصاص به يك نسل ندارد. متكي بر نقش تاريخ ساز و تاريخي رهبري در تاريخ اسلام و جامعه ماست. جاي آن در قراردادهاي عرفي نيست، بلكه در جان انسان هاي مسلمان است... در اين نظام، قانون مشروعيت خود را مرهون رهبري است... جمهوري مشروعيت و اعتبار خود را از اصل ولايت فقيه كسب مي كند.»
خاتمي 4 اسفند 1363 هم در جمع مردم گفته است: «در اسلام راي مردم، انساني را حاكم نمي گرداند. حكومت ملاكهاي واقعي دارد كه خدا بيان كرده... در زمان غيبت ملاك ها حاكمند. خدا و پيغمبر خدا و اولياء معصوم خدا، ملاك ها را مشخص كرده اند كه عبارت است از دانايي، تدبير و تقوي. در راس دانايي ها، دانايي به دين خدا است... در نظام اسلامي همين ملاك ها بايد بر مردم حاكم باشد. اين امور، اموري نيست كه به راي مردم ايجاد بشود.»
البته بايد متذكر شد كه در جمهوري اسلامي رأي ملت در طول احكام الهي قرار گرفته است اما مدعيان دروغين اصلاحات با انحطاط فكري و انحراف عملي در مسير سقوطي قرار گرفتند كه نه به احكام الهي تن دادند و نه به رأي مردم و كارشان به ياغي گري و ديكتاتوري كشيد. به اصطلاح حقوقدانان اعتراف العقلاء علي-انفسهم جائز.

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 14:37  توسط مهرزاد  | 

شيخ اصلاحات چرا دستپاچه شد؟!

ترس از افشاگري هاي سردبير سايت سحام نيوز، باعث دستپاچگي و عكس العمل عجولانه كروبي شد.
نفر پنجم انتخابات رياست جمهوري با ارسال نامه اي براي دادستان تهران، ضمن تكرار ادعاهاي واهي خود عليه نظام خواستار آزادي «محمد داوري»-سردبير سحام نيوز- شد.
كروبي در نامه خود به جعفري دولت آبادي، ضمن تكرار ادعاهاي بي اساس قبلي درباره تجاوز به زندانيان هرگونه اعتراف احتمالي سردبير بازداشت شده سحام نيوز درباره تهيه فيلم هاي ساختگي و داستان سرايي جعلي را پيشاپيش تكذيب كرد! و خطاب به دادستان تهران نوشت؛ «براي اطلاع شما و ديگران اعلام مي كنم كه مسئوليت تمام اسناد و مدارك و فيلم هايي كه من از تجاوزها و شكنجه ها ارائه كرده ام تنها با خودم است و نه آقاي داوري و نه هيچ كس ديگري دخيل در اين ماجرا نبوده است كه اكنون ضرورتي براي اعتراف گيري از آنها وجود داشته باشد؛ و بدين ترتيب اعتراف گيران زحمت خود مي برند و بر خستگي خود مي افزايند.»
گفتني است چند ماه پس از انتخابات، شيخ اصلاحات با ارسال نامه اي براي هاشمي رفسنجاني(؟!) مدعي شد عده اي از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات مورد تجاوز قرار گرفته اند. با علني شدن اين نامه از سوي كروبي، قوه قضاييه با تشكيل گروهي پيگير ماجرا شده و پس از تحقيق و بررسي مشخص شد هيچكدام از ادعاهاي كروبي حقيقت نداشته است. كروبي در واكنش به انتشار گزارش قوه قضاييه و در راستاي ماستمالي كردن دروغ هايش گفت او نگفته است چنين اعمالي انجام شده، بلكه طبق خبرهايي كه به او رسيده چنين حدسي زده و بايد درباره آن تحقيق كرد!
اكنون پس از چند ماه كروبي در نامه جديدش به دادستان تهران ادعاهاي بي پايه خود را تكرار كرده است.
ظاهرا داستان سرايي كروبي درباره تجاوز به زندانيان، از مراكزي به وي ديكته شده است كه افشاي آن همراه با اسنادي كه احتمالا ارائه خواهد شد، دستپاچگي شيخ دروغگوي اصلاحات را در پي داشته است، وگرنه اينهمه دستپاچگي از اعترافات احتمالي سردبير بازداشت شده سحام نيوز، طبيعي به نظر نمي رسد.

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 13:34  توسط مهرزاد  | 

گاف سيا در حمايت از آقاي تقلب

سازمان سيا در عملي ناشيانه ميرحسين موسوي را از جايگاه صد و نودم يك نظرسنجي به رتبه اول ارتقاء داد. در حالي كه در آخرين نتيجه نظرسنجي مجله تايم درباره 200 چهره مشهور دنيا در سال 2010، موسوي در جايگاه صد و نودم- زير بنيامين نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي- قرار داشت، اين مجله در مدت چند ساعت ناگهان او را به عنوان موثرترين چهره دنيا معرفي كرد!
اين گاف مشترك تايم و سيا در بالا كشيدن آقاي تقلب، آنقدر ناشيانه بود كه سايت جرس- ارگان رسمي فتنه سبز و مواجب بگير سيا- هم نتوانست آن را ماله كشي كند و دراين باره نوشت؛ «آراء ثبت شده نهايي در آخرين لحظات از آخرين روز اين نظرسنجي كه از ميان مخاطبين اين نشريه صورت گرفت، نشان از آن دارد كه ميرحسين موسوي از جنبش دموكراتيك سبز مردم ايران، با تعداد آرايي بالغ بر يك ميليون و چهارصد و نودهزار راي، و با فاصله 600 هزار راي بالاتر از نفر دوم قرار گرفته است.»
هرچند تايم و جرس توضيح نداده اند چگونه طي چند لحظه چند صدهزار نفر به نامزد صد و نودم راي داده اند اما ظاهراً اوضاع اسفبار اردوگاه فتنه علت اين تقلب بوده است. البته معلوم نيست اول شدن در ليستي مجعول كه توسط كارشناسان سيا تهيه مي شود و همجنس بازها و خوانندگان مبتذل پاي ثابت آن هستند، چه افتخاري دارد؟!
سايت ضدانقلابي بالاترين، پيش از اين گاف درباره ميزان اهميت اين نظرسنجي و رابطه آن با ساده لوحي سبزها نوشته بود؛ «خيلي ها چند هفته گذشته تلاش كردند با راي دادن به سايت تايم، عكس موسوي را روي اين مجله بياورند. دوستان اين قدر بر اين حركت هاي بي فايده كه تنها سبب سرگرم شدن به كارهاي بي نتيجه مي شود، ارزش ندهيم. گيريم همه مجله تايم را با مطالب خود تا آخرين برگ پر مي كرديد. كه چي؟ چه چيزي را تغيير مي داديد. واقعيت اين است كه ما فقط انرژي خود را نابود مي كنيم و بس. همين ها ما را بر اين بدبختي و بيچارگي انداختند و آن وقت ما مي خواهيم با امضاي سايت آنها، توجهشان را جلب كنيم؟ آخر ساده لوحي تا كجا؟! ما سوراخ دعا را گم كرده ايم! ما داريم روز به روز از اهداف اصلي مان فاصله مي گيريم و در يك سردرگمي گيج كننده گير كرده ايم. دلمان را هم به اين خوش كرده ايم كه در رسانه هايي مانند بي بي سي و صداي آمريكا از جنبش سبز سخن گفته شده و در اخبار كم و بيش چيزهايي از آن شنيده مي شود. بدانيم، نه مجاهدين و نه كمونيست ها هيچ كدام نمي توانند ما را آزاد كنند.»
گفتني است برخي از رسانه هاي آمريكايي با انتقاد شديد از اقدام مجله تايم به سردبير اين مجله اعتراض كرده اند كه «چرا براي مخالفت با ايران تا آنجا پيش مي رود كه باعث بي اعتبار كردن رسانه هاي آمريكايي در افكارعمومي شود.

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 19:44  توسط مهرزاد  | 

به جهنم كه كسي نمي آيد خودمان با هم ملاقات مي كنيم!

برخي گزارش ها حاكي از آن است كه سران داخلي فتنه به تاكتيك «ديدارهاي مكرر و سخنراني هاي مطول» روي آورده اند.
در حالي كه طي چند ماه گذشته ادبيات «مرگ جنبش» درون جبهه اصلاحات فراگير شده است، برخي سران داخلي فتنه تنها راه پيش روي خود براي نشان دادن علائم حياتي را در آن ديده اند كه با يكديگر ديدارهايي نمايشي ترتيب بدهند و در آنها به نطق كردن براي مخاطبان فرضي خود بپردازند.
موسوي و كروبي كه در ماه هاي گذشته با بي اعتنايي فراگير حتي در ميان دوستان داخلي خود روبرو شده اند تلاش مي كنند با استفاده از اين تاكتيك به حيات رسانه اي خود ادامه داده و براي آينده زمان بخرند.
گزارش دريافتي كيهان نشان مي دهد اين تاكتيك از جمله به اين دليل برجسته شده كه اين دو به شدت از خالي شدن پشت خود و تلاش هاي برخي ديگر از دوستانشان براي وارد شدن به يك معامله با نظام احساس نگراني مي كنند.
مطابق اين گزارش تصميم اتخاذ شده اين است كه پس از هر ديدار يك خبر يا سخنراني مفصل از قول سران فتنه «نوشته» و منتشر شود. به نويسندگان اين متون تأكيد شده لازم نيست به صحبت هاي داخل جلسه- جلساتي كه گاه وجود خارجي هم ندارد- مقيد باشند و مي توانند به اختيار خود موضوع را بال و پر بدهند اما از آنها خواسته شده كليدواژه هاي خاصي را دائماً تكرار كنند.

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 19:12  توسط مهرزاد  | 

حضور احمدی‏نژاد در دانشگاه تهران و ناکامی مجدد اقلیت افراطی

صبح امروز رییس جمهور در میان استقبال دانشجویان و اساتید دانشگاه تهران، وارد تالار ابن سینای این دانشگاه شد.

به گزارش رجانیوز، احمدی نژاد در حالی وارد تالار ابن سینا شد که دانشجویان با شعارهای «احمدی، احمدی، حمایتت می کنیم» از وی استقبال نمودند.

رئیس جمهور که به بهانه حضور در پنجمین همایش حکمت مطهر در جمع دانشجویان دانشگاه تهران و میهمانان این همایش حاضر شده بود، ضمن تجلیل از شخصیت شهید مطهری و خانواده این شهید گفت:

«مشكل هميشه‌ تاريخ اين بوده است كه زياده‌خواهان به حق خود و عدالت تمكين نمي‌كنند، در واقع مشكل از اين ناشي مي‌شود كه عده‌اي خود را برتر مي‌دانند و به عدالت تن نمي‌دهند»

احمدی نژاد در ادامه تاکید کرد:

«شيطان ممكن است كه حتي به ظاهر توحيد را بپذيرد ولي زير بار عدالت نمي‌رود. زير بار توحيد مي‌رود؛ چراكه مي‌تواند در مورد آن رياكاري كند ولي وقتي عدالت اجرا شود تمام راه‌ها بر او بسته شود»

رییس جمهور در بخش دیگری از سخنانش نیز از وظایف جامعه دانشگاهی در قبال اندیشه شهید مطهری اینطور گفت: «ماموريت و مسووليت ما و دانشگاهيان تكيه كردن و اعتماد كردن و بهره‌برداري كردن از انديشه‌هاي شهيد مطهري است. در مقابل سيل تخريب انديشه‌ مادي آن مكتبي مستحكم، منطقي و قابل پذيرش عمومي است كه مي‌تواند راه تخريب را سد كند انديشه و مكتب شهيد مطهري است. انديشه شهيد مطهري پاسخگوي تمام زمان‌هاست و متعلق به همه نسل‌هاست. مطهري متعلق به كل بشريت است؛ چراكه صالحان، امامان، پيامبران و مصلحان جهاني هستند.»

ناکامی تلاش افراطیون برای برهم زدن همایش حکمت مطهر

اما حضور احمدی نژاد در دانشگاه تهران و این همایش که با روز جهانی کارگر نیز همزمان شده بود، حواشی خاص خود را رقم زد، چنانکه بنا بر اخبار دریافتی از خبرنگار رجانیوز، در بخش پایانی این برنامه و در حالی که رئیس جمهور سخنان خود را به پایان می برد، نزدیک به 15 نفر از افرادی که نشانه های سبز با خود به همراه داشتند در اطراف دانشکده پزشکی دانشگاه تهران حاضر شده و با انجام رفتارهای تعجب برانگیز، سعی در اعلام حضور در دانشگاه را داشتند که با توجه به تعداد بسیار اندک و به دلیل رفتارهای خارج از عرف با بی توجهی دیگر دانشجویان روبرو شدند.
هرچند ساعتی بعد از اتمام برنامه نیز تلاش‌های این عده و اینبار به بهانه روز کارگر ادامه داشت، گزارش های دریافتی حاکی از بی توجهی دانشجویان به اقدامات عجیب این اقلیت افراطی بود تا جایی که این عده با راه افتادن در سطح دانشگاه و سر دادن شعارهایی در حمایت از سران فتنه و منتظری، خواستار اتحاد دانشجویان و کارگران با یکدیگر شدند!

این درحالی است که با اتمام کلاس های دانشگاه تهران و حضور دانشجویان در مسجد این دانشگاه برای اقامه نماز، اقلیت مذکور با تجمعی50 نفره، شعارهای تکراری خود را سردادند، که بازهم با بی اعتنایی قاطبه دانشجویان مجبور به اتمام برنامه‏ای شدند که از روزها پیش و به بهانه فرارسیدن روز کارگر، به دنبال سامان دادن آن در سطح دانشگاه های کشور بودند. به این صورت درعمل تحرکاتی که از مدتها قبل جهت ایجاد نا آرامی به مناسبت روز کارگر در دانشگاه تهران توسط رسانه های ضد انقلاب و عناصر داخلی آنها پیش بینی شده بود، ناکام ماند.

درهمین حال یکی از سایت های خارج نشین در یک خبر حیرت آور تعداد 50 نفری حاضرین در این تجمع را حداقل 2000 نفر اعلام کرد! این درحالی است که این سایت خبری به دلایل نامعلومی از انتشار عکس های اینجمعیت 2000 نفریخودداری کرده است!

گفتنی است پس از مراسم 16 آذر سال گذشته و حضور انقلابی دانشجویان دانشگاه تهران، عملا اقلیت افراطی در دانشگاه ها در انزوا فرو رفته و به دلیل بی اعتنایی دیگر دانشجویان به این اقلیت، طیف مذکور برنامه ریزی‌های مختلفی را جهت ایجاد ناآرامی در دانشگاه ها به اجرا درآورده اند که معمولا این برنامه ها به دلیل ماهیت عجیب و خارج از عرف آنها با تعجب و تمسخر سایر دانشجویان مواجه شده است.

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 19:12  توسط مهرزاد  | 

ابوسفیان‌هایی که به کامپیوتر مجهز شده‌اند!

اصولا بر اساس قوانین، ناظران کنفدراسیون فوتبال آسیا تنها درشرایطی که بازی به لحاظ امنیتی یا سوء‌مدیریت غیرقابل کنترل باشد، می‌توانند شروع دیدار را به تعویق انداخته یا در حین بازی آن را متوقف کنند اما اتفاقی که پیش از بازی ذوب‌آهن ایران و الاتحاد عربستان افتاد و ناظر بازی با دیدن یک پلاکارد در بین جمعیت 6 دقیقه آغاز بازی را به تعویق انداخت، هیچ توجیه منطقی و قانونی نداشت. این اتفاق نشان می‌دهد ، یا این ناظر کم‌تجربه است و می‌خواهد یکسری قوانین نانوشته را اجرا کند یا اینکه با‌تجربه است و تنها به خاطر تمایلات شخصی چنین تصمیمی گرفته است. من «منعم» ناظر اردنی را سال‌هاست می‌شناسم. او چندی پیش به عنوان ناظر برتر AFC انتخاب شد و حتی در جلسه توجیهی ناظران کنفدراسیون فوتبال آسیا به عنوان ناظر نمونه سخنرانی کرد. همه اینها نشان می‌دهد «منعم» ناظر جوان و کم‌تجربه‌ای نیست و می‌داند قوانین را چطور اجرا کند. نکته‌ای که وجود دارد و من می‌خواهم با قاطعیت از آن حرف بزنم، این است که قطعا او با هدف از قبل تعیین‌شده چنین تصمیمی را پیش از بازی ذوب‌آهن و الاتحاد گرفت. حالا یا او از فرد یا افرادی خط گرفته یا اینکه به خاطر مسائل سیاسی و روابط کشورش(اردن) با ایران چنین کرده است. جالب این است که وقتی به رفتار ناظران کنفدراسیون فوتبال آسیا نگاه می‌کنیم، متوجه یک نوع رفتار دوگانه از سوی آنها می‌شویم. در بازی العین امارات و سپاهان وقتی بنرهایی از یک واژه تحریف شده در ورزشگاه نصب شده و تلویزیون دولتی امارات بارها این دروغ بزرگ تاریخی را پخش می‌کند، می‌بینیم هیچ اتفاقی نمی‌افتد. این در شرایطی است که برخی مسؤولان عرب کنفدراسیون فوتبال آسیا که عقاید بسیار تندی دارند در جلسات مشترک‌شان با ما مراعات تاریخ را می‌کنند و از واژه جعلی خلیج ع‌ر‌ب‌ی استفاده نمی‌کنند. آنها خودشان هم می‌دانند که خلیج همیشه فارس بوده، هست و خواهد بود. پس از اتفاقی که روز چهارشنبه در اصفهان افتاد، نامه بسیار روشنی را به کنفدراسیون فوتبال آسیا ارسال کردیم و به آنها آیتم 2 اساسنامه فیفا را متذکر شدیم که در آن آمده: در جریان بازی هیچ یک از مسؤولان برگزاری اعم از برگزار‌کننده، ناظر، داور و... نمی‌توانند رفتارهای سیاسی از خود بروز دهند. همچنین به محمد بن همام یادآور شدیم ، در تقویم‌های سالانه فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیا که هر ساله برای کشورهای عضو ارسال می‌شود از واژه تاریخی خلیج فارس استفاده می‌شود که این مؤید این است که خلیج، فارس است و اگر تماشاگری از بنر خلیج فارس استفاده کرده کار خلافی را مرتکب نشده که ناظر بازی بخواهد انجام دیدار را به خاطر آن به تعویق بیندازد. این را هم پرسیده‌ایم که چطور وقتی اماراتی‌ها با تحریفی آشکار و دروغی بزرگ تاریخ را وارونه می‌کنند، ناظر کنفدراسیون فوتبال آسیا برخوردی با این مساله نمی‌کند؟ چیزی که می‌خواهم بگویم این است که کسانی که واژه خلیج فارس را تحریف می‌کنند، «ابوسفیان»های زمان هستند که تنها به کامپیوتر مجهز شده‌اند.

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 19:12  توسط مهرزاد  | 

نيم خيز شده ام آقاي موسوي صريح تر عليه دين حرف بزن!

سايت صهيونيستي بالاترين ابراز اميدواري كرد روزي فرا برسد كه روحانيون جبهه اصلاحات و عناصر ضدانقلاب مقيم خارج (اعم از ليبرال و كمونيست) دور هم بنشينند!
«بالاترين» در مطلبي با عنوان اتحاد سبز و با اشاره به ملاقات اخير ميرحسين موسوي با سران برخي گروهك هاي ليبرال مدعي عنوان ملي-مذهبي نوشت: اميدواريم روزي برسد كه شاهد ديدار و دور هم نشيني سياسيون سبز از آقاي صانعي گرفته تا خاتمي، كروبي، محسن كديور، سازگارا ]مستخدم رسمي سازمان سيا[، مهاجراني، ابراهيم يزدي، محمد ملكي ]سمپات گروهك منافقين[، سحابي و تا فرخ نگهدار ]عضو مركزيت گروهك فدائيان خلق و مقيم لندن[ و اكبر گنجي باشيم. فرزند احمد ]كروبي[ و ميرحسين جرقه اش را زده اند و حالا بايد صبر كنيم تا شاهد اين اتحاد سبز باشيم.
درباره آرزوي اين سايت صهيونيستي بايد گفت كه البته حضرات به ائتلاف زير علم آمريكا و اسرائيل رسيده اند اما اينكه آنها يا اغلب آنها بتوانند بار ديگر همديگر را پيدا كنند و دور هم بنشينند، تنها در يك صورت ممكن است و آن اينكه حضرات باقي مانده در لندن يا واشنگتن و تل آويو حضور به هم رسانند كه در آن صورت هم كسي آنها را جدي نمي گيرد.
سايت بالاترين در مطلب مشابهي از قول يكي از كاربران لائيك تاكيد مي كند كه آقاي موسوي تغييرات كلام شما مرا سر شوق مي آورد اما من لائيك هستم. آيا گمان من درست است؟ و شوق من از گفتار شما خام و ناپخته نيست؟ اميدوارم در نطق بعدي شوق من را به همراهي عملي و نيم خيزم را به گام برداشتن در كنار خودتان بدل كنيد. من فكر نمي كنم پذيرش كسي كه دين را در داراي تقدس نمي داند، برايتان دشوار باشد(!)

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 19:12  توسط مهرزاد  | 

کشف روش جدید اطلاع رسانی توسط جنبش (سبز)-طنز

با سلام خدمت کلیه خوانندگان گرام

پس از پیشرفت روز افزون تکنولوژی و دستیابی سریع و برق آسای بشر و بقول متجددین مدرنیته شدن کلیه امور بشر اعم از زندگی روزانه و شبانه، مطلع شدیم جنبش وزین سبز نیز از قافله عقب نمانده و فناوری جدیدی را به بشر معرفی نمودند که کلیه اجداد بشر از نخستین تا امروزین دست به دهان این حرکت محیر العقول و خارق العاده شده اند.

کلیه خبرگزاری ها اعم از وطنی و فرنگی نیز همچنان در تب و تاب انتقال این تکنولوژی شگرف هستند.

آری تعجب نکنید مگر جنبش سبز جنبش نیست مگر بیل توی کمرشان خورده مگر چی کم دارند از این همه مخلوقات.آنها نیز خلق خدا هستند منتهای امر کمی تا حدودی از لحاظ ضریب هوشی یا بقول متجددین آی کیو از دیگر ابنای بشر گویا کمتر بهره برده اند و همین موضوع است که همگان را متحیر نموده که چگونه این قوم با آی کیویی در حد جلبک توانسته اند به این فناوری دست پیدا کنند.

البته این فناوری در حوزه اطلاع رسانی است ولی گویا جنبش سبز بر خود میبالد که چنین امری را محقق کرده و مدعیند از فناوری هسته ای سر تر است!!!!

تعجب نکنید این قوم از این حرفها زیاد میزنند.قدیم میگفتند هر دروغی بزرگتر باورش راحت تر!!!

در پرانتزی عرض نمایم که گویا قرار است دو افتخار دیگر نیز به نام این جنبش در کتاب گینس ثبت شود.یکی  تعداد بیانیه های مهندس که گویا از لحاظ تعداد به اعداد نجومی وعدد آواگادرو که معلوم نیست انتهایش کجاست دارد نزدیک میشود.دوم این تعداد دید و بازدیدو عیادت و سر زدن های مهندس و شیخ به انواع افراد زندانی سیاسی و غیر سیاسی و افراد دست و پاشکسته عمدی و غیر عمدی و خلاصه دید و بازدید از هرجاندار یا شیئی که بتوان آن را به نام تلفات جنبش سبز ثبت کرد است.گویا این مهندس و شیخ از گربه محله ما که دیروزپس از دزدی های مکرر مورد اثابت لنگه کفش اینجانب قرار گرفت نیز عیادت کرده بودند.

خوب حق هم دارند اینها چقدر تلفات بدهند و هیچی چیز عایدشان نشود.تا به کی همدیگر را بزنند و بکشند.و به جایی نرسند.البته ما همان ابتدا گفتیم مهندس معمار دیوار شما کج است و یقینا تا ثریا نیز کج خواهد بود و به احتمال قریب به یقین بر سر خودتان خواهد ریخت.چقدر مهندس آبروی اصلاحات و ممد تمدن و شیخ را در طبق اخلاص گذارد.!!!!

خوب از بحثمان دور نشویم بگذارید معرفی نماییم فناوری و شیوه جدید اطلاع رسانی جنبش سبز را:

بنگاه اطلاع رسانی سرویس بهداشتی سبز "یا بارس بس نیوز" با این فناوری از این پس میتوانید پس از اجابت مزاج(یا در همان حال اجابت مزاج) در مکانهای هدف بیانیه ها و انواع اخبار و اطلاعات و زمانهاو مکانهای راهپیمایی های عظیم( کاملا آن لاین) جنبش و مهندس را مطالعه نموده و بدون امکان هرگونه فیلترو یا شناسایی شدن استفاده نمایید.این شیوه بسیار موثر بوده و ارزان و قابل استفاده در همه جا می باشد. با ابدا این شیوه جنبش سبز افتخار یافت که به جمع معدود جنبش های استفاده کننده از این روش بپیوندد.

در ضمن جنبش اعلام نموده حوزه فعالیت این سرویس فعلا در حد تهران است و درآینده نزدیک گسترده تر خواهد شد.(پس نگران نباشید)

تاثیر گذاری روانی این فناوری بسیار بالا بوده و از نظر کارشناسان تغذیه مورد تایید است.

بنا به اخبار منتشر شده BBC  وFOX NEWS  و VOAنیز مسرانه از مهندس التماس کرده اند که امتیاز استفاده از این روش را نیز به آنها اعطا نماید.

بله این بود فناوری و حرکت جدید جنبش که در راستای همان اعمال قبلی بوده و ضرر های کلانی عاید مملکت خواهد کرد(هزینه رنگ مجدد سرویس ها)

بنده از همین جا به کلیه اعضا و جوارح جنبش تبریکات صمیمانه خود را اعلام کرده و از خداوند طلب هدایت شدن شما را دارم (اگرچه این دعای خیربعید است که محقق شود)

خداوند به همه صبر بدهد.

 

"باتشکر از شما خواننده گرامی استدعا دارم نظرات خود را مبذول دارید تا در نگارشات بعدی معایب اصلاح شود"

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 0:54  توسط كبلايي دخو  | 

تشريف بياوريد صبر مردم بيشتر از شما سر آمده

مهدي هاشمي از متهمان اصلي فتنه پس از انتخابات كه 6 ماه است از كشور خارج شده، به رغم دريافت احضاريه حاضر به بازگشت و معرفي خود به دادگاه نيست. اين در حالي است كه وزير اطلاعات هم ديروز اعلام كرد حكم جلب نامبرده در اختيار وزارت اطلاعات است.
مهدي هاشمي از عناصر پشت پرده سايت ضد انقلابي جمهوريت و يكي از عناصر تحريك كننده به تشنج و اغتشاش در پوشش كميته صيانت از آرا، به تازگي در واكنش به انتشار خبر جلب و اعتراضات گسترده افكار عمومي مبني بر تعلل در تعقيب و بازداشت وي، مدعي شد حاضر به رسيدگي به اتهامات در دادگاه صالحه است.
در نامه اي كه از مهدي هاشمي در سايت دي پرس و سپس در اغلب شبكه ها و سايت ها منتشر گرديد آمده است: انتظار بحق اينجانب از دستگاه قضايي اين است كه اجازه ندهد غوغاسالاري ها اعتبار قضاوت را مخدوش كند و نيز به فكر روزي هم باشند كه صبر اينجانب به سرآيد و مطالبي را كه از عقبه اين سناريوسازي ها مي دانم و مايل نيستم برملا شود، برملا گردد(!) اينجانب براي چندمين بار اعلام مي نمايم كه حاضر به رسيدگي به اتهامات در دادگاه صالحه هستم و انتظار دارم به شكايات من از جمله از كساني كه در اين مدت از همه ابزار براي ترور شخصيت من و خانواده ام استفاده كرده اند، رسيدگي شود.
در همين حال رجانيوز گزارش داد: ماجراي احضار مهدي هاشمي به اسفند ماه سال گذشته برمي گردد. او با كميته صيانت از آرا در ارتباط بوده و اتهاماتي در پرونده سايت جمهوريت متوجه وي است. اما سفر طولاني وي به انگلستان حساسيت ها را بيشتر كرد. هنگامي هم كه احضاريه صادر شد مهدي هاشمي در ايران نبود و قوه قضائيه احضاريه را به آدرس منزل و محلي كه قبلاً او كار مي كرد، ارسال و ابلاغ نمود. چندي بعد وكيل مهدي هاشمي در دادسرا حاضر شد و نسبت به احضاريه صادر شده كسب اطلاع كرد. در ايام پاياني سال بود كه گزارشي به قوه قضائيه رسيد و از سفر قريب الوقوع مهدي هاشمي در تعطيلات نوروزي به ايران حكايت داشت. به دنبال اين گزارش مأموريني در فرودگاه تهران و كيش مستقر شدند و رسماً و كتباً به آنها اعلام شد كه در صورتي كه مهدي به ايران وارد شود، بايد به دادسراي تهران معرفي شود. قرار بود مأموران مهدي هاشمي را به دادسراي تهران هدايت كنند. اگرچه در تعطيلات مهدي به ايران نيامد، اما همچنان قوه قضائيه آماده انتقال او به دادسرا است و به محض ورود مهدي هاشمي به كشور وي در اختيار شوراي بازپرسي قرار خواهد گرفت. پيشتر جعفري دولت آبادي در اين خصوص گفته بود «ما اميدواريم كه خود ايشان كه زماني مدعي بودند كه اگر من احضار شوم، در مرجع قضايي حاضر خواهم شد و برائت خود را خواهم گرفت، خودشان را به مرجع قضايي معرفي كند».
به هر حال اكنون كه اين متهم پرونده فتنه ادعا مي كند «اگر صبر اينجانب به سر آيد سناريوسازي ها را برملا مي كنم» و «براي چندين بار اعلام مي نمايم حاضر به رسيدگي به اتهامات در دادگاه صالحه هستم»، ظاهراً نيازي به اينترپل يا اقدامات غافلگير كننده وزارت اطلاعات نباشد و وي با بازگشت داوطلبانه به ايران مي تواند ضمن معرفي خود، هم شائبه فرار - و فراري داده شدن از سوي برخي اطرافيان- از كشور را برطرف كند و هم ناگفته هاي بسياري از سناريوسازي ها را كه افكار عمومي منتظر آن هستند، مانند برخي متهمان ديگر به مردم بازگو كند. به اين اعتبار، صبر مردم بيش از آقاي هاشمي سرآمده است!
برخي خبرهاي غير رسمي از علاقه مهدي هاشمي و برخي اطرافيان براي تعيين قاضي و بازجويان و نحوه بازداشت! حكايت مي كرد كه با مخالفت قاطع و تأكيد بر لزوم معرفي بي قيد و شرط متهم نامبرده به دادگاه روبرو شده است.
گفتني است در حالي كه حسين مرعشي براي اجراي حكم دادگاه، فروردين ماه خود را به زندان معرفي كرد، فائزه هاشمي با وجود تخلفات عديده هنوز تحت تعقيب قضايي قرار نگرفته است.

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 13:26  توسط مهرزاد  | 

آقاي تروا! يعني تو اين آسياب را نچرخاندي؟!

بهاءالله مهاجراني عضو حلقه ماسوني لندن ادعا كرد آمريكا وضع موجود را در ايران ترجيح مي دهد و سياست هسته اي واشنگتن آب به آسياب امثال احمدي نژادها مي ريزد.
مهاجراني نوشت: «آمريكا علاقمند است ايران با يك انفجار روبرو و به چند قسمت تقسيم شود. در اين باره نشانه هايي هست. آمريكا در دنياي الفاظ نسبت به ايران از زبان تهديد استفاده مي كند. اما در واقعيت امر، نشانه هايي ارسال مي كند كه حكايت ديگري است. مثلاً آزاد شدن پاسداران عضو سپاه قدس كه درست دو هفته پس از انتخابات آزاد شدند! آزادي آن ها دو هفته پس از انتخابات نشانه روشني بود كه آمريكا مي خواهد، چراغ سبز نشان بدهد؛ دستخوش به سپاه كه انتخابات را مديريت كرد. دوم: هر انسان عاقلي مي داند؛ كه سياست اعلام بودجه براي براندازي نظام حكومت در ايران غير موجه است. چرا آمريكا اين مبلغ را هر ساله اعلام مي كند؟ دليلش روشن است. اين شيوه به حكومت ايران مشروعيت مي بخشد كه دولت آمريكا مخالف اوست. مردم ايران هيچگاه نسبت به آمريكا ديد و داوري مثبتي نداشته و ندارند. چه كسي مي تواند كودتاي مرداد ماه 1332 را فراموش كند؟ دولت آمريكا به اين روش از سويي به حكومت ايران مشروعيت مي دهد و از سوي ديگر مخالفان حكوت را بدنام مي كند. سوم: و از همه ناشيانه تر، سياست اتمي آمريكا در برابر ايران است. در گرماگرم مبارزات انتخاباتي شاهد سخناني از اين دست بوديم، كه ايران را بايد بمباران اتمي كرد. خانم كلينتون از نابودي ايران سخن گفت و مك كين البته به شوخي خواند: ايران بمب بمب... از همه مهم تر تهديد ضمني اوباما به استفاده از سلاح هسته اي عليه ايران بود. اگر قرار بود اوباما يك هديه زرين به حكومت ايران تقديم كند همين سخن و تهديد ضمني ايران به استفاده از سلاح اتمي بود».
اين اظهارات در حالي است كه مهاجراني اسفند ماه سال گذشته ضمن سفر مخفيانه به آمريكا، در نشست لابي نومحافظه كار و صهيونيستي «انستيتو واشنگتن» (از طرفداران حمله به ايران) شركت و سخنراني كرد و همين امر باعث اعتراض گسترده حتي در ميان محافل ضد انقلابي شد. اين آقاي جديداً ضد آمريكايي شده، از جمله اولين حاميان سازش و رابطه با آمريكا در دولت سازندگي بود كه از موضع ضعف مقاله اي هم در روزنامه اطلاعات نوشت و باعث گستاخ تر شدن هيئت حاكمه وقت آمريكا شد. هم اكنون هم برخي عناصر جذب شده به سازمان سيا در آمريكا نظير سروش، گنجي و كديور، در حلقه لندن- كه مهاجراني با همراهي عناصر بدنامي چون فرخ نگهدار و حسين باستاني و... راه اندازي كرده- عضويت و همكاري دارند. ميدان دادن به پايگاه مطبوعاتي دشمن در روزگار اصلاحات از جمله ديگر سوابق سياه درج شده در كارنامه مهاجراني است، مطبوعاتي كه به نيابت از آمريكا و اسرائيل به دفاع مقدس، انقلاب، امام خميني و اسلام حمله كردند و اشغالگران عراق و افغانستان را ارتش آزاديبخشي كه در راه ايران است توصيف كردند و سرانجام ادعا كردند حق با آمريكاست كه اجازه نمي دهد ايران هسته اي شود چون ايران تقواي اتمي ندارد!
اما درباره آزادي ديپلمات هاي ايراني ربوده شده در اربيل بايد گفت كه آمريكا از مدت ها قبل به شدت تحت فشار ايران و دولت عراق بود و هيچ سندي براي ادامه بازداشت آنان نداشت و اين زماني بود كه برخي نظاميان آمريكايي گرفتار تير غيب مي شدند. از سوي ديگر درباره حمايت از براندازي و تهديد به حمله اتمي بايد گفت اينها نشانه هاي استيصال دولت آمريكا مقابل ايران از يك سو و نياز اپوزيسيون ضد انقلاب به اعلام حمايت آمريكا در مقابل جمهوري اسلامي از سوي ديگر بود همچنان كه مطبوعات مختلف آمريكايي بارها اعلام كردند فعالان اپوزيسيون در ديدار مقامات آمريكايي اعلام مي كنند اكنون كه اغتشاش و درگيري در ايران در اوج است، ضرورت دارد قدرت هاي بزرگ به ويژه آمريكا حمايت خود را در راستاي تقويت روحيه اپوزيسيون علني كنند. در عين حال، معارضه جريان اپوزيسيون و نوپيوستگاني چون حلقه لندن به آمريكا در جريان آشوب ها كاملاً آشكار بود و هر دو سر اين طيف در براندازي جمهوري اسلامي اتفاق نظر داشتند. مگر اظهارات تند و بي قواره امثال سروش و گنجي و كديور - و شخص مهاجراني- در اوج آشوب ها از حافظه ها فراموش شده است. يعني اين حلقه هم آب به آسياب جمهوري اسلامي مي ريختند و مستخدمان نظام اسلامي بودند؟ يا اينكه بايد گفت آن روزها، توهم جبهه انقلاب را فرا گرفته بود! اگر غير از اين بود كه آقاي مهاجراني بلاهت نمي ورزيد و از پروژه احمقانه اسب تروا براي 22 بهمن و تمام كردن كار جمهوري اسلامي سخن نمي گفت تا لعنت ضدانقلاب را به جان بخرد. يعني او هم در زمره همان طيفي از معاندان بود كه دور آسياب جمهوري اسلامي گشتند و آسياب را چرخاندند؟! اين كه براي جناب بهاءالله خيلي بد است!

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 13:24  توسط مهرزاد  | 

دفاع شرم آور كاتب خاتمي و حامي موسوي از سلمان رشدي دوم!

كاتب ويژه خاتمي در دوران رياست جمهوري وي به ستايش از شجاع الدين شفا معاون ضددين دربار رژيم پهلوي پرداخت. بابك داد با استناد به سخنان اخير ميرحسين موسوي تصريح كرد «سبزها نبايد شخصيت سكولار محترمي چون شجاع الدين شفا را نويسنده هتاك به باورهاي اسلامي بدانند. اين زبان كيهان است.»
« بابك داد» پس از آشوب هاي خياباني از كشور گريخت اما تا مدت ها تظاهر به حضور در ايران و زندگي چريكي مخفي! مي كرد.وي با اشاره به مرگ شجاع الدين شفا در پاريس و خبر سايت «جرس» (وابسته به مهاجراني) در اين باره نوشت«خبر سايت جنبش راه سبز (جرس) شباهت هايي به روزنامه كيهان و خبرگزاري فارس پيدا كرده است.جرس درگذشت يك شخصيت باسابقه و سكولار را با ادبياتي شبيه روزنامه كيهان تهيه كرده و از ايشان (استاد شجاع الدين شفا) اين گونه نام برد «شجاع الدين شفا مترجم قديمي و نويسنده متهتك كه سه دهه پاياني عمرش را به هتك باورهاي ديني و اسلامي گذراند، در پاريس درگذشت.»
كاتب ويژه خاتمي و از اعضاي روزنامه زنجيره اي سلام اضافه مي كند: مي خواستم درباره برخي رهنمودهاي سبز در سخنان امروز مهندس موسوي ]در ديدار با اعضاي سازمان مجاهدين[ چيزهايي بنويسم اما سايت جرس اين امكان را داد تا به همين فراز از سخنان درست ميرحسين بسنده كنم. مهندس موسوي گفته است «ما راه سبز را طوري بايد تعريف و معرفي كنيم كه همه هفتاد ميليون جمعيت كشور حتي مخالفان را دربر بگيرد.» من با اين حرف موافقم اما با اين قبيل ادبيات كه از برخي دوستان سبز سر مي زند، كمي در ترديد افتاده ام كه آيا مي توانيم؟ آيا از ما برمي آيد تكثرگرا باشيم؟ اگر آري، چرا با يك شخصيت منتقد ايراني چنين برخوردي مي كنيم؟ ميرحسين موسوي مي گويد «ما مي خواهيم ايران مساوي يك پادگان و يا يك گروه اندك تلقي نشود. ايران يعني بيش از 70ميليون شهروند آزاد، با فرهنگ و اعتقادات رنگارنگ. ما از اين كثرت و تنوع نمي ترسيم.» جرس در همان راهي پا گذاشته كه گردانندگان كيهان و فارس رهروي قديمي آن هستند.
گفتني است اين منافق فراري و حامي دوآتشه موسوي، هم اكنون با صداي آمريكا همكاري مي كند. دفاع بابك داد از معاون حسين علا (وزير دربار پهلوي) با عناويني نظير «استاد»، «شخصيت محترم» و «شخصيت منتقد ايراني» در حالي است كه شجاع الدين شفا در نوشته هاي خود به شيوه كساني چون كسروي، سخيف ترين اهانت ها را به ساحت پيامبر و ائمه معصومين (عليهم السلام) كه مورد احترام نه تنها 70ميليون ايراني بلكه يك ميليارد مسلمان قرار دارند، انجام داد و هرگز ابايي از اين حرمت شكني و هتاكي نداشت. وي از عناصر مورد اعتماد شخص محمدرضا پهلوي بود تا آنجا كه جشن هاي 2500ساله شاهنشاهي را به راه انداخت و خود سخنراني ديكتاتور مقبور را تهيه كرد. اين رويه او باعث اعتراض روشنفكران آن روزگار شد.
سوابق اين سلمان رشدي دوم آن قدر سياه است كه حتي سايت بي بي سي انگليس هم با وجود تلاش براي دفاع از اين عنصر متمايل به بهائيت، او را «دين ستيز» معرفي كرد و نوشت:«خدمات شجاع الدين شفا در دربار پهلوي از سالها پيش او را از چشم بخش بزرگي از روشنفكران ايراني انداخته بود تا آنجا كه پس از انقلاب هم با وجود اينكه تا واپسين ماههاي عمرش از قلم زدن عليه حكومت جمهوري اسلامي در ايران بازنايستاد، منتقدان قديم و جديد همچنان صداقتش را زير سؤال مي بردند و مي نوشتند كه چگونه خادم سلطنت پهلوي از دموكراسي دم مي زند 3 دهه آخر عمرش هم كه وقف ستيز با دين اسلام و ديگر اديان توحيدي شد، بر شمار دشمنانش افزود... وي در روزگاري به دربار پهلوي راه يافت كه جانبداري خاندان سلطنتي از ديد روشنفكران نشانه ارتجاع بود. او رايزن فرهنگي شاه شد و نقش مهمي در سياستگذاري هاي فرهنگي شاه ايفا كرد، بويژه در سياستهاي ملي گرايانه شاهنشاهي و نكوهش آثار فرهنگ اسلامي... وي پس از اقامت در فرانسه، فصل تازه زندگي اش را با قلم زدن عليه نظام جديد حاكم بر ايران آغاز كرد و بزودي دين اسلام و سپس همه اديان ابراهيمي از جمله مسيحيت و يهوديت را هدف حمله قرار داد و عليه شان با خشمي متعصبانه رديه نوشت.»
در اين ميان آنچه عبرت آموز است وضعيت اسفناك ميرحسين موسوي است به نحوي كه از سخنان گزافه و سردرگم وي، صرفا امثال بابك داد و ديگر طيف هاي ضدانقلاب سوگوار سلمان رشدي ها استفاده مي كنند. هر دم از اين باغ بري مي رسد...

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 14:26  توسط مهرزاد  | 

دعواي سير و پياز ميان سيانيوز و تلويزيون درجه 3 بي.بي.سي

در يك چانه زني يا تسويه حساب مافيايي و البته درون خانوادگي! سايت گويانيوز (وابسته به سازمان «سيا») شبكه تلويزيوني BBC را شبكه دولتي كه از اپوزيسيون جمهوري اسلامي به عنوان ابزار دولت متبوع خود استفاده مي كند، ياد كرد.
نويسنده گويانيوز در حالي كه مي نوشت «نمي خواهم جمهوري اسلامي از اين مسئله بل بگيرد» تصريح كرد راه اندازي بي بي سي براي امكان دادن به وزير خارجه انگليس و سفير انگليس در ايران بود و اين دليل و انگيزه اصلي تأسيس شبكه بي بي سي نبايد ماست مالي شود.
گويانيوز (منتشر كننده آگهي هاي رسمي استخدام مزدور براي سازمان سيا) بي بي سي را متهم كرد كه از ناتواني افراد ايراني به عنوان ابزار انتقال تفكرات دولتمردان انگليسي استفاده مي كند.
گويانيوز همچنين انتقال مستخدمان راديو بي بي سي به تلويزيون بي بي سي را باعث تبديل بي بي سي به «تلويزيون راديويي»! توصيف كرد و با خبر دادن از دعواي گسترده در داخل گردانندگان بي بي سي نوشت: نتيجه اين شده كه ما تماشاچيان رو بكشيم و دوستان به ما يك تلويزيون درجه 3 تحويل دهند چرا كه ما قرون وسطايي هستيم. به حق كه دست شما درد نكند، ما را مفتخر كرديد.
گويانيوز به كاركرد ديگر بي بي سي در زمينه جمع آوري اطلاعات تصويري از داخل كشور اشاره كرد و تأكيد نمود كه اين شبكه انگليسي با ثمن بخس اين فيلم ها و تصاوير را مي خرد.

ارسال اين مطلب به:

ياهو مسنجر بالاترين خوشمزه دنباله فريندفيد اوياکس کلوب تويتر

لينک ثابت | نوشته شده در  ساعت 14:26  توسط مهرزاد  | 
:::: عناوين آخرين مطالب وبلاگ ::::
All Rights Reserved 2008 © http://taakharhastim.ir

کپي برداري از مطالب اين وبلاگ با درج منبع آن اشکالي ندارد .